مردم منتظر پاسخ بانک مرکزیاند
اگر میشد قیمت دلار را پایین آورد چرا قبل از استیضاح وزیر اقتصاد انجام نشد؟

به گزارش فاوا خبر و به نقل از اقتصاد آنلاین، مداخله اخیر بانک مرکزی در بازار ارز که به کاهش محسوس قیمتها منجر شده، هرچند در نگاه نخست گامی مثبت به نظر میرسد، اما ابهامات و تناقضهای آشکاری را در عملکرد این نهاد زیر ذرهبین قرار داده است.
این اقدام که پس از استیضاح عبدالناصر همتی در ۱۲ اسفند ۱۴۰۳ کلید خورده، پرسشهای اساسی را بیپاسخ گذاشته است: چرا در زمان وزارت همتی، بانک مرکزی چنین مداخلهای را برای مهار قیمتها انجام نداد؟ از دکتر پزشکیان رییس جمهور محترم، انتظار میرود با قاطعیت از محمدرضا فرزین، رئیس بانک مرکزی، پاسخ بخواهند و این سکوت غیرقابلتوجیه وی را بشکنید.
نخستین سؤال این است: اگر بانک مرکزی امروز توانسته با تزریق ارز، قیمتها را پایین بیاورد، چرا در دوره همتی، زمانی که نرخ ارز سر به فلک کشیده بود و معیشت مردم زیر فشار خرد میشد، این اقدام صورت نگرفت؟ آیا ذخایر ارزی در آن زمان کفاف نمیداد؟ اگر چنین بود، این منابع چگونه ناگهان پس از استیضاح همتی در دسترس قرار گرفت؟
یا شاید باید ریشه را در اختلافات سیاستی جستوجو کرد؛ جایی که همتی، با پیشینهاش در بانک مرکزی، به دنبال کاهش رانتهای ارزی و نرخ توافقی بود، اما فرزین و تیمش تثبیت دستوری را ترجیح دادند. این انفعال در زمان همتی و تحرک ناگهانی پس از استیضاح او، شائبه سیاسیکاری را به ذهن متبادر میکند.
آقای فرزین باید توضیح دهد: آیا این مداخله نتیجه برنامهریزی است یا صرفاً تلاشی برای فرونشاندن خشم عمومی و مجلس پس از یک بحران سیاسی؟ نقد جدیتر، به نبود شفافیت و انسجام در سیاستگذاری بانک مرکزی بازمیگردد. کاهش قیمت ارز هرچند خوشایند است، اما بدون تبیین دلایل تأخیر پیشین و چشمانداز آینده، تنها به یک نمایش کوتاهمدت شبیه است.
تجربه نشان داده که مداخلات ارزی بدون پشتوانه اصلاحات ساختاری – مانند رفع تحریمها، افزایش درآمدهای ارزی یا مدیریت تقاضا – نهتنها پایدار نیست، بلکه ذخایر محدود کشور را به تاراج میبرد. باید از دکتر فرزین پرسید: برنامه بلندمدت بانک مرکزی برای ثبات بازار چیست؟ چرا مردم باید باور کنند که این کاهش قیمت، بیش از یک مسکن موقت، دستاورد واقعی دارد؟
استیضاح همتی، یکی از مهرههای کلیدی اقتصادی دولت، شاید نتیجه مماشات بیش از حد با مخالفان باشد. وفاق اگر به حذف ژنرالهای دولت در میدان سیاست منجر شود، نهتنها کمکی به حل بحرانها نمیکند، بلکه دولت را در برابر چالشها شکنندهتر خواهد کرد. از دولت انتظار میرود با جدیت این موضوع را پیگیری کند و نگذارد بانک مرکزی زیر سایه فشارهای سیاسی، از پاسخگویی شانه خالی کند.
مردم حق دارند بدانند چرا در زمان همتی از این کاهش قیمت محروم بودند و امروز چه تغییری رخ داده است. شفافیت و قاطعیت، تنها راه بازگرداندن اعتماد از دسترفته است؛ وگرنه، این مداخله نیز به سرنوشت اقدامات نمایشی پیشین دچار خواهد شد.



